تبلیغات
ستاد نماز جمعه ی برزک - نامزد ریاست‌جمهوری یازدهم+ زندگی‌نامه
 

سعید جلیلی، غلامعلی حدادعادل، محسن رضایی، حسن روحانی، محمدرضا عارف، محمد غرضی، محمدباقر قالیباف، علی‌اکبر ولایتی ۸ نامزد تأیید صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان هستند.

خبرگزاری فارس: ۸ نامزد ریاست‌جمهوری یازدهم+ زندگی‌نامه

وزارت کشور با انتشار بیانیه ای اعلام کرد در اجرای ماده 60 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسامی نامزدهای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران که صلاحیت آنان مورد تایید شورای  محترم نگهبان قرار گرفته است به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر اعلام می‌شود:

1- سعید جلیلی

2- غلامعلی حداد عادل

3- محسن رضایی

4- حسن روحانی

5- محمدرضا عارف

6- محمد غرضی

7- محمدباقر قالیباف

8- علی اکبر ولایتی

بر این اساس زندگی‌نامه کامل این نامزدهای ریاست‌جمهوری به شرح زیر است:

غلامعلی حدادعادل

خانواده پدری و دوران کودکی و نوجوانی

در زمان ناصرالدین شاه قاجار زمانی که اولین ماشین دودی (قطار) وارد ایران شد و بین تهران و شاه عبدالعظیم شروع به کار کرد، برای انجام امور فنی آن حاج عباس استخدام شد؛ برای کار ایشان که مکانیک قطار بود، هنوز واژه‌ای معادل وجود نداشت و از طرف دیگر اولین تعمیر کار قطار ایران، با حجم انبوه آهن آلات این وسیله نیز مشغول به کار بود، به همین جهت حاج عباس معروف به حداد عادل شدند.

از محل درآمد مناسب این کار، کم‌کم کامیون و بعدها اتوبوس خریداری شد و هر 4 فرزند پسر ایشان راننده کامیون و گاراژدار شدند و در همین مسیر فعالیت اقتصادی کردند؛ سال 1320 در هیئت ابوالفضلی‌های تهران ازدواجی کلید می‌خورد.

حاج عباس حدادعادل و حاج حسن مصدق که هر دو از موسسین این هیئت بودند، فرزندان خود را به عقد یکدیگر درمی‌آورند و حاج رضای حداد و دختر حاج حسن مصدق وصلت می‌کنند.

حاج‌رضا مشغول به رانندگی و همسر ایشان به سبک همه زنان متدین آن دوران خانه دار بودند، از ثمرات این وصلت فرزندی به نام غلامعلی است که در 19 اردیبهشت 1324 متولد می‌شود، کودکی را در یکی از مناطق پایین شهر آن دوران می گذارند؛ محل بازی او و همسالانش منطقه فقیر و نامناسبی به نام «پای خط»، از ضعیف‌ترین مناطق تهران بود.

دبستان را در مدرسه عمومی بندار رازی در خیابان لرزاده گذراند، اما نکته مهم دوران نوجوانی ایشان پیوستن به مدرسه علوی، از اول نظری سابق بوده است؛ در آنجا زیر نظر مرحوم علامه کرباسچیان و آقای روزبه تعلیمات دینی و علمی دید، در همان مدرسه که از قوی‌ترین مدارس دوران خود بوده کار علمی جدی را تجربه می‌کند.

دانشگاه، فعالیت‌های علمی و مبارزات قبل از انقلاب

سال 1342 با دیپلم ریاضی وارد رشته فیزیک دانشگاه تهران می‌شود و 1345 در همین رشته مقطع کارشناسی ارشد را در  دانشگاه دولتی شیراز پی می‌گیرد؛ در همان‌جا با جدی‌تر شدن مبارزات، او نیز فعالیت‌های انقلابی و مبارزاتی خود را شروع می‌کند همزمان با تحصیل به دلیل قوت و توانایی علمی مشغول به تدریس در دانشگاه می‌شوند.

در شیراز انجمن اسلامی دانشگاه را راه‌اندازی می‌کند و پس از مدتی دستگیر شده و تحت بازجویی ساواک قرار می‌گیرند؛ نهایتا به جهت مبارزات انقلابی و فعالیت‌های سیاسی از دانشگاه شیراز اخراج می‌شوند؛ آشنایی آقای حداد با شهید علامه مطهری نیز در همین دوران و در شیراز اتفاقی می‌افتد گرچه بعدها تبدیل به رابطه استاد و شاگردی محکمی می‌شود.

ایشان آن طور که بین نزدیکان شهید مطهری مشهور است به بهترین شاگرد غیر روحانی استاد مطهری شناخته می‌شوند؛ سال 1347 در رشته علوم اجتماعی مجدد وارد دانشگاه تهران می‌شوند اگرچه در این ایام به دلیل استمرار مبارزات و فعالیت‌های انقلابی در چند نوبت از دانشگاه اخراج می‌شود.

در اوایل دهه 50 نیز توسط ساواک دستگیر شده و البته با  همه فراز و فرودهای زندگی انقلابی در سال 1353 دروس دکتری خود را در رشته فلسفه با رتبه ممتاز به جهات علمی به پایان می‌برد؛ از خانواده ایشان افراد مبارز و انقلابی دیگری نیز دستگیر می‌شوند و از نکات کمتر توجه شده این مسئله خواهر ایشان است که کم سن و سال ترین دختر دستگیر و شکنجه شده در ساواک است.

شهید مجید حداد عادل نیز که برادر کوچکتر ایشان بوده است به همراه برخی دیگر از اعضاء خانواده از دستگیر شدگان مبارزات قبل از انقلاب بودند؛ شهید مجید حداد عادل که سرپرستی استانداری کرمانشاه رادر اوایل جنگ بر عهده داشت در غروب روز هفتم مهرماه سال 1360 در جبهه دارخوین و در  سن 30 سالگی بر اثر اصابت ترکش کاتیوشا به ناحیه سر در عملیات ثامن‌الائمه (ع)  که همان عملیات شکست حصر آبادان بود، آسمانی شد.

در دوران زندان ساواک آقای حداد، به دلیل قوت فکری و انقلابی وی، تقی شهرام (نویسنده بیانیه تغییر ایدئولوژیک سازمان مجاهدین) که مدتی با حداد در یک بخش زندان بوده است گفته بود : «علی حداد حتما باید از بدنه مبارزین مسلمان جدا شود و من اگر جای ساواک بودم حتما  به هر طریقی این کار را می‌کردم ».

در همین سال‌ها  و در کنار این مبارزات بود که پس از تدریس در دانشگاه شیراز در دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی) نیز دروس مختلفی را تدریس کرد؛ با همه فعالیت‌های انقلابی، مبارزات، اخراج‌های مکرر از دانشگاه، دستگیری خود و خانواده و شکنجه شدن اعضاء خانواده و موارد متعدد از این دست که بیانگر خط روشن ایشان قبل از انقلاب بوده، برخی به دلیل مسئولیت سید حسین نصر در دفتر فرح گمان برده‌اند که وی نیز با دفتر فرح ارتباط کاری داشته، در حالی که دکتر حداد اصرار نصر را  برای همکاری با وی در این حوزه نمی‌پذیرد، حتی پا فشاری ایشان برای حضور در انجمن فلسفه و حکمت  شاهنشاهی را هم رد می‌کند و این گمان غلط به دلیل  تحصیل فلسفه  نزد دکتر نصر بوده  که استاد مذهبی فلسفه آن زمان دانشگاه تهران است.

از سوی دیگر به  جهت قدرت علمی در فلسفه، حدادعادل جوان مورد توجه سیدحسین نصر واقع می‌شود و این نیز مزید بر این شائبه شده است؛ ایشان همچنین عضویت در حزب رستاخیز را که در آن دوران اجباری بود را نپذیرفت و به همین دلیل تهدید به اخراج دانشگاه صنعتی شریف شد و البته با انقلابی‌تر شدن فضای کشور در سال‌های بعدی از این فشار ها کاسته شد.

ازدواج و خانواده

در سال‌های منتهی به دهه 50 با تنها دانشجوی دختر چادری دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه تهران که به خاطرچادری بودن وی نیز چند مورد اخراج از کلاس و دانشگاه را تجربه کرده بود و از خانواده روحانیت بود ازدواج کرد.

ثمره این ازدواج 1 فرزند پسر به نام فریدالدین و 3 فرزند دختر با نام‌های آزاده، زهرا و بنت‌الهدی است؛ فریدالدین دکتری علوم سیاسی می‌خواند و معلم مدرسه و استاد دانشگاه است؛ همسر او نیز خانه دار و در کنار آن معلم ادبیات است.

آزاده حداد دکترای نانو دارد و مشغول تربیت 4 فرزند و خانه‌داری است، همسر ایشان  متخصص درمان ژنتیک بیماری‌های صعب‌العلاج است و در یکی از بیمارستان‌های دولتی مشغول به طبابت‌اند و در دانشگاه تدریس همان رشته را هم انجام می‌دهند، زهرا حداد کارشناسی ارشد مدیریت ارتباطات خوانده و معلم مدرسه است همسر ایشان روحانی است و در قم مشغول به تدریس درس خارج فقه‌اند.

بنت الهدی حداد نیز کارشناسی ارشد فلسفه خوانده و وی نیز خانه‌دار است؛ همسر او خواهر زاده شهید وزوایی و متخصص هوش مصنوعی و استاد دانشگاه تهران است. به غیر از داماد روحانی ایشان، همگی در منزل پدری زندگی می کنند.

فعالیت‌های انقلابی، مدیریتی و اجرایی ابتدای انقلاب

با پیروزی انقلاب مبارزه و کارهای علمی، فکری و فرهنگی وی تبدیل به مدیریت‌های اجرایی مهم و کلان کشور گردید. در دولت اول پس از انقلاب شرط پذیرش میناچی در وزارت ارشاد وقت (وزارت فرهنگ و هنر سابق)  حضور دکتر حداد در معاونت این وزارت خانه بوده که به توصیه جریان روحانیت و انقلابی شورای انقلاب و مخصوصا شهید بهشتی و شهید مطهری اتفاق می‌افتد.

کمی بعد از آن ایشان به وزارت آموزش و پرورش می‌رود و در آنجا نیز به مدت حدود 11 سال  ابتدا مشاور و بعد معاونت این وزراتخانه را بر عهده می‌گیرد؛ از اقدامات مهم دوران مدیریت وی در آموزش و پرورش تغییر تمام کتب درسی زمان پهلوی، تنها ظرف 3 سال بوده است؛ برخلاف دانشگاه‌ها که در انقلاب فرهنگی تعطیل شد، برای مدارس کشور با وسعت زیاد این امکان فراهم نبود لذا این کار، مستمر و سریع انجام شد. رهبری در دهه 70 با عنایت به همین تغییرات در کتب درسی مدارس، این بخش را از نقاطی بر شمردند که خیالشان نسبت به آن راحت است؛ از دیگر مسئولیت‌های حساس و مهم ایشان در ابتدای انقلاب، شورای مدیریت صداوسیما بود که با حضور افرادی چون غضنفرپور(نزدیک به بنی‌صدر)، بهزاد نبوی، دکتر هادی، موسوی خو‌ئینی‌ها و ایشان صورت گرفت.

نکته شایان ذکر تا این سال‌ها آن است که دکتر حداد تا سال 1372 به همراه یکی دیگر از انقلابیون، پرسابقه‌ترین معاونین وزیر جمهوری اسلامی بودند و تقریبا حدود 13 سال اول انقلاب را در قوه مجریه گذرانده‌اند؛ با وجود این مسئولیت‌های اجرایی بنا به ضرورت انقلاب و در آستانه اصلاحات و اواخر سازندگی به طور جدی به فعالیت‌های علمی و فرهنگی دانشگاه بر می‌گردد.

برای تقویت جبهه فکری انقلاب اسلامی فعالیت‌های علمی خود را گسترش داده و در همین دوران به ریاست فرهنگستان انتخاب شد و مدیر عاملی بنیاد دایرة المعارف نیز به ایشان سپرده می‌شود.

تاسیس رشته فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق (ع)، تدریس در حوزه علمیه، تدریس و مدیر گروهی تاریخ علم در دانشگاه تهران و بسیاری دیگر از فعالیت‌های علمی و فرهنگی در همین دوره کوتاه انجام گرفته است؛ بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که ایشان اولین استاد غیر روحانی موسسه آیت‌الله مصباح طی سال‌های اوایل دهه پنجاه در قم بوده‌اند و  اگر چه  دوستی نزدیک ایشان با علامه به سال‌های قبل از انقلاب برمی‌گردد در دهه 70 که فقدان کار های تئوریک انقلابی بیشتر می‌شود همکاری نزدیک‌تری را با مجموعه ایشان انجام می‌دهند.

دکتر حداد چه در زمانی که آیت‌الله مصباح موسسه راه حق را داشتند و چه در ادوار مختلف موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی (ره) با علامه و شاگردان ایشان همکاری علمی و اداری داشته‌اند؛ در کنار همه این اشتغالات اجرایی، مدیریتی و علمی دریافت جایزه دانشمند برجسته جهان اسلام، کتاب سال جمهوری اسلامی، چهره ماندگار فلسفه حاکی از تلاش برای تعمیق فکری و انجام کارهای انقلاب است.

مبارزات مجلس ششم و ریاست دوره هفتم مجلس

در همین سال‌های میانی دهه 70 اوضاع کشور مخصوصا در حوزه سیاست نابسامان است؛ اصولگرایان در انتخابات مجلس ششم اگر چه با افراد شاخصی در انتخابات به میدان می‌آیند؛ اما فقط آقای هاشمی رفسنجانی و حداد توانستند وارد مجلس شوند  ماجرای معروف مسجد هدایت که ایشان و خانواده‌شان در آن صندوق رای داده بودند و در اعلام نتایج رای ایشان  صفر اعلام شده بود در همین دوره اتفاق می‌افتد.

بعد از ورود به مجلس ششم با تلاش جدی حزب مشارکت و  سازمان مجاهدین، اعتبار نامه وی تا چهار ماه تایید نشد! در رفت‌وآمدهای همین چند ماه و در فرصت‌های خالی مجلس ششم بود، که برای دومین بار زبان فرانسه را مرور کرد ایشان به زبان‌های عربی و انگلیسی سخنرانی و مذاکره می‌کنند و به زبان فرانسه نیز تسلط دارند.

او در مجلس ششم رئیس فراکسیون اصولگرایان(اقلیت) شد؛ به این ترتیب وی در خط مقدم مبارزه با افراطیون اصلاح‌طلب قرار می‌گیرد، از همین رو اصلاح طلبان تندرو هرگز میانه خوبی با ایشان نداشته و ندارند؛ موضع‌گیری ایشان نیز نسبت به آنان همواره شفاف و صریح بوده است.

نطق‌های انقلابی و مخالفت‌های ایشان با  لوایح و طرح‌های ضد نظام، بسیاری از بحث‌های گرم مجلس ششم را ایجاد کرد و اقلیتی قدرتمند را برای اصولگرایان در مجلس ششم پدیدار ساخت؛  دکتر درحالی در مجلس به مواجهه با این جریان پرداخت که در همان دوران، فتنه منتظری، اصلاح قانون مطبوعات، پس لرزه‌های وقایع 18 تیر، ماجرای آقاجری، تحصن مجلس ششم و بسیاری دیگر از مسائل در آن مجلس پیش آمد.

در کنار  این فعالیت ها در مجلس، با مسئولیت رئیس فراکسیون اقلیت، زمینه سازی برای بازگشت اصولگرایان به صحنه خدمت رسانی انقلاب نیز در کنار دیگر دلسوزان وجه همت ایشان قرار می‌گیرد.

با موفقیت نیروهای وفادار به انقلاب و مردم در شورای شهر دوم، جریان اقلیت از این شورا و شهرداری احمدی‌نژاد با تمام توان حمایت می‌کند و با پیروزی اصولگرایان در  انتخابات مجلس، ایشان با رای اول مردم تهران وارد مجلس شورای اسلامی شده و به ریاست آن انتخاب می‌شود.

خانه ملت در دوره انتقالی و پیچیده اواخر خاتمی و اوایل احمدی‌نژاد نیازمند تدبیر و مدیریت کارامد است؛ همین مجلس هفتم به اذعان کارشناسان سیاسی معتقد و مکتبی از نقاط مثبت کارنامه مجلس و ایشان است و معمولا با خاطره مثبت از آن یاد می‌شود؛ کما اینکه رهبر انقلاب در آخرین دیدار مجلس هفتمی‌ها فرمودندکه مجلس هفتم از صخره زار مجلس ششم رویید و درباره مدیریت این مجلس بیان فرمودند که: «یکى از چیزهایى که من واقعاً باید از برادران مجلس هفتم، بخصوص جناب آقاى دکتر حداد عادل تشکر کنم - حالا آن‌چه که در بیرون منعکس است، ممکن است در مواردى جور دیگرى باشد؛ اما ما در متن قضایا بودیم و حرف‌ها را از این طرف و از آن طرف مى‌شنیدیم و تلاش‌ها را می‌دیدیم - این است که حقاً و انصافاً تلاش زیادى در مجلس هفتم می‌شد براى اینکه نگذارند بین دولت و بین مجلس اختلاف به وجود بیاید؛ واقعاً تلاش و کار می‌شد؛ حالا بعضى از رسانه‌‌ها و مطبوعات و منبردارهاى سیاسى بى‌انصافی‌هایى می‌کنند، لیکن حقیقت قضیه این است؛ اینکه ما می‌دیدیم و مشاهده می‌کردیم.»

این تایید کلی و مهم در پایان عملکرد آن دوره و در کنار تذکرات ایشان به مجالس بعدی بیانگر موفقیت نسبی در مدیریت مجلس هفتم است؛ مجلسی که تدابیر عاقلانه‌ای چون همکاری با دولت خاتمی برای پیشبرد کارهای اجرایی کشور، جلوگیری از استیضاح‌های سیاسی (که در مجالس بعد به چشم می‌آید)، مدیریت منطقی استیضاح خرم و اقدامات انقلابی و شجاعانه‌ای چون تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد با همه فشار‌های مخالف، تحقیق و تفحص از قوه قضاییه، جلوگیری از ریخت و پاش‌ها در اداره مجلس و حقوق نمایندگان، وضع قوانین قاطعانه در تایید غنی سازی طرح ساماندهی استخدام معلمان و معیشت آنها، طرح به روز رسانی حقوق بازنشتگان و بسیاری دیگر از این دست طرح ها مدیریت همراه با  موفقیتی را برای اصولگرایان در مجلس هفتم رقم می‌زند.

در دو سال همزمانی مجلس هفتم با دولت احمدی نژاد گرچه ایشان  به شیوه  اداره کشور در پاره ای از موارد انتقاداتی داشتند اما در مقابل فشار های نابجای مخالفان احمدی‌نژاد تغیر روش نداده و سعی در مدیریتی متعادل و همراه با حفظ آرامش داشتند؛ از نکات مهم دیگر مجلس هفتم در کنار اقدامات انقلابی و تدابیر مختلف برای  گذراندن این برهه، رعایت اخلاق وایجاد آرامش نیز در عملکرد این مجلس دیده می شود. بعد از پایان مسئولیت این دوره، رهبری ،ایشان رابه عنوان مشاور عالی خود انتخاب کردند.

.

علی‌اکبر ولایتی:

على ‌اکبر ولایتى در 4 تیر سال 1324، در رستم آباد، یکى از 33 روستاى شمیران در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد.

ولایتى در خانواده‌اى نسبتا شلوغ (5 دختر و 1 پسر) به دنیا آمد. او کودکى آرام بود و بیشتر وقت خود را به مطالعه کتاب می‌گذراند، به طورى که در 9 سالگى، کتاب 7 جلدى اسکندر‌نامه، و در کلاس پنجم ابتدایى، کتاب کلیله و دمنه را خواند. از نوجوانى علاقه فراوانى به کتاب‌هاى تاریخى داشت، به حدى که گاه 12 ساعت شبانه روز را به مطالعه تاریخ مى گذراند.

وی دوران ابتدایى و دوره نخست دبیرستان را در رستم‌آباد گذراند و در دوره دوم دبیرستان به دبیرستان جم قلهک رفت و در سال 1342 دیپلم طبیعى گرفت. در سال 1343 در کنکور سراسرى رتبه 49 کشورى را به دست آورد و در رشته پزشکى دانشگاه تهران پذیرفته شد و از سال 1342 در مدرسه قائمیه و سپس در دبیرستان جهان‌آراى قلهک تا سال 1350 به تدریس اشتغال داشت.

ولایتی دوره تخصص اطفال را در مرکز طبى کودکان دانشگاه تهران و فوق تخصص بیمارى‌هاى عفونى را در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا گذراند.

پس از پیروزى انقلاب اسلامى، مدتى معاون وزارت بهدارى بود، در دوره اول مجلس به نمایندگى مردم تهران انتخاب شد و سپس به مدت 16 سال، در دوره‌هاى ریاست‌جمهورى حضرت آیت‌الله خامنه‌اى و  آقاى هاشمى رفسنجانى، به عنوان وزیر خارجه خدمت کرد و از این حیث، پرسابقه‌ترین وزیر جمهورى اسلامى به شمار مى‌آید.

پس از دوم خرداد 1376، با آن که خاتمى- رئیس‌جمهور وقت- سلیقه و دیدگاه وى را براى عضویت در کابینه مى‌پسندید، ولى او راهى بیت مقام معظم رهبرى شد و مشاور بین‌الملل ایشان گردید و هم اکنون نیز در این سمت خطیر انجام وظیفه مى‌کند.

صرف نظر  از این شغل مهم، دکتر ولایتى در چند رشته دانشگاهى به تدریس مشغول است و در بعضى از شوراهاى مهم کشورى همچون شوراى عالى انقلاب فرهنگى، مجمع تشخیص مصلحت نظام و بنیاد دائره‌المعارف اسلامى شرکت داشته و عضو رسمى می‌باشد. او که داراى چندین دکتراى افتخارى از چند دانشگاه معتبر بین‌المللى است، در تعدادى از انجمن‌هاى تخصصى و پژوهشى جهان نیز عضویت دارد.

او که از مردان سیاست روزگار ما است، خود در اهمیت مطالعات تاریخى براى حرفه سیاستمدارى مى‌گوید: هر کسى که بخواهد سیاست را خوب بفهمد، باید تاریخ بداند. اگر تاریخ نداند، راه بجایى نمى برد.

فعالیت‌هاى سیاسى قبل از انقلاب‌اسلامى:

ولایتى از نوجوانى، به دلیل علاقه‌مندى پدرش به سیاست، با اوضاع سیاسى موجود، آشنا شد و به عمل‌ورزى سیاسى روى‌آورد. او در دبیرستان، به مناسبتهاى مختلف، در اعتراض به سیاست‌هاى شاه، هم‌مدرسه‌اى‌ها را به تعطیلى کلاس درس و تظاهرات فرا‌مى‌خواند و در این راه، بارها به ساواک منطقه رفت و مورد بازجویى قرار‌گرفت. به طورى که از 17 سالگى پرونده‌اى در ساواک تهران براى او گشوده شد.

وی از 17 سالگى (1341) به عضویت جبهه ملى دوم درآمد. در دانشگاه، به همراه مرحوم شهید لواسانى، شهید دکتر لبافى‌نژاد، دکتر معتمدى، دکتر جزائرى، دکتر خادمى و ... انجمن اسلامى پزشکان را، که پس از دکتر شیبانى به حال تعلیق درآمده بود، احیا کرد و با گروه‌هاى مختلف سیاسى و روحانیت پیرو امام (ره) تماس‌هاى منظم برقرار ساخت.

برخی از سمت‌های اجرایی و علمی:

مشاور مقام معظم رهبری در امور بین الملل (از سال 1376 تا کنون)

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران (از آذر ماه 1360 لغایت خرداد 1376)

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام( از بدو تاسیس تا کنون)

عضو شورای‌عالی انقلاب فرهنگی (از سال 1368)

دبیر کل مجمع جهانی اهل‌بیت (ع) (ازسال79 تا مهر 1381)

نماینده تهران در اولین دوره مجلس شورای اسلامی

معاون وزیر بهداشت

استاد تاریخ روابط خارجی ایران در دانشکده روابط بین‌الملل وابسته به وزارت امور خارجه

استاد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران

رئیس شورای عالی نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران

عضو هیأت مدیره نظام پزشکی تهران (از3 مهرماه 1370)

عضو شورای عالی سیاست‌گذاری دایره‌المعارف دفاع مقدس

عضو پیوسته منتخب فرهنگستان علوم پزشکی ایران (از سال 1369)

عضو هیئت امنای بنیاد دایره‌المعارف اسلامی برای 3 دوره

عضو هیأت امنا ی دانشگاه علوم پزشکی تهران

عضو هیأت امنای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

عضو شورایعالی انستیتو تحقیقاتی سل و بیماریهای ریوی کشور

رئیس هیأت تحریریه مجله پزشکی جمهوری اسلامی ایران

رئیس هیأت مدیره انجمن متخصصین بیماریهای عفونی و گرمسیری ایران

رئیس شورای مرکزی انجمن اسلامی پزشکان ایران

رئیس گروه اسلام معاصر ـ بنیاد دائرﻩ‌المعارف اسلامی

رئیس مرکزآموزشی پژوهشی درمانی سل و بیماریهای ریوی

برخی از تالیفات علی‌اکبر ولایتی:

پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران

ایران و مسئله فلسطین

ایران و تحولات فلسطین

 

حسن روحانی:

«حسن فریدون روحانی» 21 آبان 1327 در سرخه از توابع استان سمنان دیده به جهان گشود؛ وی تحصیلات ابتدایی را در شهرستان محل تولدش گذراند و تحصیلات حوزوری را از سال 39 در حوزه علمیه صادقیه سمنان آغاز کرد.

او در سال 1340 وارد حوزه علمیه قم شد و از محضر اساتیدی چون حضرات آیات سید محمد محقق داماد، شیخ مرتضی حائری، سید محمدرضا گلپایگانی، محمد فاضل لنکرانی، شیخ محمد شاه‌آبادی و سلطانی بهره برد.

روحانی همزمان در سال 1348 به دانشگاه تهران راه یافت و در سال 1351 دانشنامه لیسانس خود را در مقطع کارشناسی در رشته حقوق قضایی اخذ کرد.

وی با ادامه تحصیل در انگلیس مدرک کارشناسی ارشد (M.Phil) در رشته حقوق عمومی و دانشنامه دکتری (Ph.D) در رشته حقوق اساسی را از دانشگاه کلدونیان گلاسکو دریافت کرد و با کسب پروانه وکالت از کانون وکلا در سال 86، وکیل پایه یک دادگستری شد.

حسن روحانی فعالیت سیاسی خود علیه رژیم ستمشاهی را از دوران جوانی آغاز کرد؛ عمده فعالیت‌های وی در همراهی با نهضت امام خمینی (ره)، سفرهای تبلیغاتی و سخنرانی علیه رژیم پهلوی از سال 44 و نتیجه آن حبس و ممنوع‌المنبری بود.

وی در آبان 1356 در مراسم بزرگداشت شهادت مصطفی خمینی در مسجد ارک تهران برای نخستین بار لقب «امام» را برای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به کار برد و پس از آنکه تحت تعقیب ساواک قرار گرفت، به توصیه شهید بهشتی و استاد مطهری از کشور خارج شد و مدتی نیز آن‌سوی مرزها به سخنرانی و تبلیغ برای دانشجویان خارج از کشور پرداخت و پس از تبعید حضرت امام (ره) به فرانسه، به جمع یاران همراه ایشان پیوست.

حسن روحانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اولین اقدام در سال 58، به ساماندهی وضعیت ارتش و پادگان‌های نظامی پرداخت و در سال 59 ردای نمایندگی ملت در مجلس شورای اسلامی را بر تن کرد و پنج دوره قانونگذاری (به مدت 20 ‌سال) را در کارنامه خود ثبت کرد.

عضویت و ریاست شورای سرپرستی سازمان صدا و سیما از سال 1359 تا سال 1362 از دیگر مسئولیت‌های وی در دوران پس از انقلاب بوده است.

وی از سال 1370 به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد و تاکنون نیز در این سمت فعالیت دارد و علاوه بر ریاست کمیسیون سیاسی و امنیتی و دفاعی مجمع، ریاست مرکز تحقیقات استرتژیک این نهاد نیز بر عهده اوست.

حسن روحانی در انتخابات میان‏دوره‏ای سومین دوره مجلس خبرگان رهبری در 29 بهمن 1378 از حوزه انتخابیه استان سمنان به نمایندگی مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد و در سال 1385 نیز از استان تهران به این مجلس راه یافت و در حال حاضر ریاست کمیسیون سیاسی و اجتماعی این مجلس را بر عهده دارد.

اگر چه روحانی به صورت همزمان به فعالیت‌های علمی اشتغال داشته، اما حضور مستمر وی در دانشگاه، موجب دوری او از مسئولیت‌های کلیدی نبوده و روحانی با تصدی 16 ساله مسئولیت دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی در یکی از حساس ترین مقاطع تاریخی مسئولیت پرونده هسته‌ای کشورمان را بر عهده داشت.

پس از تشکیل دولت محمود احمدی‌نژاد، مسئولیت پرونده هسته‌ای به علی لاریجانی واگذار شد و روحانی که همچنان در مقام نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی قرار دارد، با نگارش کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» به ثبت خاطرات خود از دوران مسئولیتش در شورا و پیگیری پرونده هسته‌ای پرداخت.

حسن روحانی در 22 فروردین 92 در یک گردهمایی با حضور جمعی از هوادارانش و دو تن از فرزندان هاشمی رفسنجانی در مجتمع آدینه تهران و با شعار «دولت تدبیر و امید» برای انتخابات ریاست جمهوری رسماً اعلام کاندیداتوری کرد.

ریاست ستاد انتخاباتی وی بر عهده محمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنایع و معادن دولت‌های اول و دوم هاشمی رفسنجانی قرار دارد و اکبر ترکان وزیر دفاع و راه دولت‌های اول و دوم سازندگی قائم مقام و معاون ستاد انتخاباتی روحانی است و سخنگویی وی بر عهده محمدباقر نوبخت دبیر کل حزب اعتدال و توسعه قرار دارد.



احمد راستی